تبليغاتX
تنها عشق من تویی

تنها عشق من تویی

اگه رودخونه میخوای بیا چشام مال تو اگه بازیچه میخوای بیا قلبم مال تو


 
(زنده را تا زنده است بايد بفريادش رسيد    ورنه برسنگ مزارش آب پاشيدن چه سود)


(دوست دارم كه بميرم و سياه پوشت كنم    دوست ندارم كه بمانم وفراموشت كنم)

 

(مرگ آن نيست كه در قبر سياه دفن شوم    مرگ آنست كه از خاطر تو محو شوم)

(عشق نازنينم :وصيت مي كنم بعد از مرگم لباس سياه بر تن نپوش و رنجورم مشو چون من تن به مرگ دادم تا تو زندگي كني)

 

((وصیت نامه))

اگر من مردم مرا در تابوتي سياه تر از شب بگذاريد                    
چشم هايم را نبنديد زيرا چشم انتظار كسي هستم
دستهايم را بيرون از تابوت بگذاريد زيرا هرگز موفق به آغوش كشيدنش نشدم
پاهايم را بيرون از تابوت بگذاريد كه وقتي آمد ببيند كه بخاطرش چقدر راه پيمودم
روي قبرم قالبي از يخ بگذاريد تا بجاي يارم بگريد
اسمم را روي مزارم ننويسيد زيرا ميخواهم زود فراموش شوم

((مرگ))

مرگ مرا كه باور خواهد كرد
آن زمان كه
بي هيچ بدرودي از كنار همه
خواهم گذشت
و تو مي آيي تا گيسوان ابريشمت را
پريشان سنگ سرد ميكني
كه به اشك نشسته يي
بودنم را كه باور دارد
اين زمان كه تا رسيدن ساطوري از صدا
تنها تورا مي يابم كه مي آيي با كاسه اي از قشنگي
در آخرين نگاه

 
((مسافر))
مسافري هستم كه بار و بنه اي به كوچگاه برده شده است
و زمان سفر به ديار ديگر نزديك
اين ديگر عاشقي نيست خون دل خوردن است در زندگي من كنار
اين عشق ديگرزندگي نيست جان دل كندن تدريجي است
آن قدر پنهاني غم خورده ام كه درد از دلم به دهانم رسيده مرگ وقتي در نظرم شايسته پذيرفتن است كه راز دلم را به همه گفته بتشم
وچون پرده از اين و از برگيرم تورا بدرود
گويم كه رفتن آغاز كرده ام
در لحظه ي جان سپاري من بدان كه من
تنها به خطر نداشتن و دوري از تو ميمرم

((دیار بی کسون))

وقتي رفتم از ديار بي كسون
بنويسيد روي قبرم بي كسم
هركي رد شد بخونه يادش نره
بدونه پرنده ي توقفسم
بالام و زدن شكستن حتي پروازو يادم ندادن
فصل شكفتنم بود ولي آبي به اين تشنه ي تنها ندادن
دست تقدير واسه من شومي رو داد
مهر باطل زدم به زندگيم وقتي شكستم

بای

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت18:30توسط tarane | |

سلام بچه ها خوبین؟

من دیگه نمیتونم مثه قبلنا زود آپ کنم ازتون معذرت میخوام ولی شما با نظراتون منو خوشحال میکنین

قربون همتون

به امید روزی که برگردم حلالم کنین

بای بای

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت20:3توسط tarane | |

ستاره شب های تنهایی

تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی

تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان !

فقط ساده مي توانم بگويم :

عزيزم تولدت مبارك

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت11:34توسط tarane | |

سلام بچه هاخوبین ؟

امروز اومدم یه چیز کوچیک بگم و برم

امروز وبلاگم یک ساله شد

نظر بدین

 

+نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت23:45توسط tarane | |

بیگانگی

من میرم دیگه نمیام

خداحافظ

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت20:28توسط tarane | |

كاش فقط يكبار از نگاهم مي فهميدي كه چقدر دوست دارم باهات باشم.
كاش مي فهميدي كه دلم ميخواد بهت بگم دوستت دارم:ولي ميترسم!
وقتي ديدمت دلم لرزيد:وقتي نگاه مهر بونتو ديدم احساس كردم كه چقدر
اين نگاه و دستهاي مهربونت به داشتن من نياز داره
كسي كه نگاه زيبايت را درك كنه كسي كه مرهمي باشه براي تمام دلتنگي هات.
كسي كه دستهاي تو رو توي دستش بگيره و نوازشت كنه.
آخ.......كاش مال من بودي.كاش مال من بودي............

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت20:4توسط tarane | |

يه روز دلو دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم

ديگه نميخوام دروغي براي چشمات بميرم

تو اوني نيستي كه دلم يه عمري آرزوشو داشت
 
اون كه به پاش اين دل من بود و نبودشو گذاشت
 
نفهميدم كه چشم تو به من خيانت مي كنه

 دلت پيش غريبه اي ازم شكايت مي كنه

من ميرم بسه ديگه طاقت موندن ندارم

بين اين همه گناه حس واسه خوندن ندارم

بزرگترين گناه  من باور عشقت بود و بس

اين آخرين ترانمه همراه آخرين نفس

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت19:57توسط tarane | |

می خوام برات دردودل کنم بگم چقدر نبودنت سخته برام ...

بگم ز دوریت یخ زده قلبم ، پرپر شده دلم برات

بگم چقدر سخت می گذره غروب های بدون تو

بگم تمام وجودم پر شده از عطر تنت .... وقتی که نیستی پیش من کم می یارم عطر تورو

بگم چقدر دوست دارم ...

وقتی که نیستی دیوارهای خونه مثه میله های زندون می مونه

دلم می خواد پر بکشم به سوی تو ...

ولی برام بال و پری نمونده چی جوری برسم به تو ....

تو که میری ز پیشم نمی دونی به چه حال و روزم ...

نمی دونی که بی تو  چقدر زار و پریشونم .

 بیا برگرد کنارم نیاز دارم به تو من نمی تونم بی تو بمونم بیا برگرد کنارم

بیا که دلم خون شده بی تو ، نمی تونه بمونه تو این خونه

دیگه چشمام اشکی نداره که بباره دو چشمم خشک شد ز دوریت ستاره

بیا تا دوباره با تو بشم همسفر خوبی ... ببینم توی چشمانت موج مهربونی 

اگه این بار بیای دیگه نمی زارم که بری ... حتی شده به قمیت جونم نمی زارم که بری ...

دوست دارم ...

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت18:24توسط tarane | |

یکی را دوست می دارم             ولی افسوس که او هرگز نمی داند

 

 نگاهش می کنم شاید بخواند راز پنهانم که او را دوست می دارم

ولی افسوس و صد افسوس که هرگز نگاهم را نمی خواند

 

به برگ گل نوشتم من            تو را من دوست می دارم

ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی آویخت

تا او را بخنداند

شبانگاه گفتم ای مهتاب                سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو

 

تو را من دوست می دارم 

 

ولی افسوس چون مهتاب روی بسترش لغزید

یکی ابر سیه آمد که روی سر بپوشاند

 

صبا را دیدم و گفتم              صبا دستم به دامانت

بگو از من به دلدارم تو را من  دوست می دارم

ولی افسوس و صد افسوس        ز ابر تیره برقی جست

که قاصد را میان ره بسوزاند

 

کنون وا مانده از هر جا           وگر با خود کنم نجوا         یکی را دوست می دارم

 

ولی افسوس او هرگز نمی داند

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت22:52توسط tarane | |

يه دنيا حرفه تو دلم . اما نمي تونم بگم


بيا فقط حرفمو بشنو اگه بد گفتم بعد ، قلبمو بشکون
تو دل من رو بردي تا انتها چه فايده که فاصله حکم کرد جدا باشيم راه درست اين بود که راه من از تو جدا شه تو به من گفتي
پست،گفتي تفاوتي با دخترای ديگه ندارم.تفاوت من تويي من تو رو دارم ولي تو قلبم کسه ديگه تو رو نداره ميفهمي.
من پست نيستم ولي ديونه هستم چون ديونگي زده به سر من

خدا نخواست من کلبم رو با خشت عشق بسازم
نيستم پيشت ولي بدون يکي خيلي دوستت داره
اينم ميدونم هست کسي که بجاي من لب رو لبات بزاره
اشک سردم را ببينو گل عشقم رو بچين
غزل رفتن سرودم

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت22:55توسط tarane | |